<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت اراضی</title>
    <link>https://lmj.areeo.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت اراضی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خلاصه جلد 13 شماره 2 سال 1404</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134985.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>یادبود دکتر عزیز مومنی</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134986.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر استفاده درازمدت آب‌های شور با نسبت کلسیم به منیزیم کمتر از یک بر ویژگی‌های شیمیایی خاک و ترکیب یونی درختان پسته بارور استان یزد</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134596.html</link>
      <description>اگرچه نقش کلسیم و منیزیم در ساختار و فرآیندهای سلولی برای رشد ‌و‌ نمو گیاه ضروری شناخته شده، ولی عملکرد متفاوت آن‌ها در محلول خاک باعث شده تا نسبت این دو عنصر از پارامترهای مهم ارزیابی کیفیت آب آبیاری و عصاره اشباع خاک محسوب ‌شود. در این راستا تحقیقی در 15 باغ پسته بارور در استان یزد به منظور بررسی اثرات مصرف آب‌های آبیاری با Ca/Mg&amp;amp;lt;1 بر مشخصات شیمیایی خاک و هم‌چنین جذب و توزیع این دو عنصر در گیاه انجام شد. نتایج نشان داد سدیم، کلسیم و منیزیم اصلی‌ترین کاتیون‌های بوجود آورنده شوری در نمونه‌های آب و خاک مورد بررسی بوده و تغییرات شوری در عمق‌های خاک به شوری آب آبیاری بستگی داشت. هم‌چنین علیرغم وجود مقادیر زیاد آهک در خاک، نسبت کلسیم به منیزیم خاک همبستگی مثبت و معنی‌داری با نسبت این دو عنصر در آب آبیاری داشت، ولی بین هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک و نسبت کلسیم به منیزیم در محلول خاک و هم‌چنین بین هدایت الکتریکی آب آبیاری و نسبت کلسیم به منیزیم آن روند مشخصی مشاهده نشد. تجزیه نمونه‌های برگ و ریشه درختان باغات مورد بررسی نشان داد که میزان کلسیم در تمامی نمونه‌ها کمتر از حد بهینه پیشنهادی کلسیم در برگ پسته بود. بر خلاف کلسیم، میانگین غلظت منیزیم در برگ گیاه بیشتر از ریشه بود. همچنین بین میزان کلسیم و منیزیم در ریشه پسته رابطه عکس وجود داشت. افزایش میزان‌ منیزیم و کلسیم خاک به ترتیب باعث افزایش منیزیم برگ و کلسیم ریشه گیاه گردید. پس علیرغم آهکی بودن خاک‌های مورد بررسی مدیریت تغذیه‌ای کلسیم و یا اصلاح خاک از نظر نسبت کلسیم به منیزیم عصاره اشباع، در باغات پسته تحت آبیاری با منابع آب دارای نسبت کلسیم به منیزیم کوچکتر از یک توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روند تغییرات کاربری و پوشش زمین در کلان‌شهر تهران (1370-1400 خورشیدی)</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134778.html</link>
      <description>تغییر کاربری و پوشش زمین در کلان‌شهر تهران، به‌عنوان یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای خاورمیانه، تأثیرات عمیقی بر عوامل مؤثر پایداری زیست‌محیطی و منابع طبیعی داشته است. این مطالعه با استفاده از داده‌های سنجش-از‌دور، شامل تصاویر ماهواره‌ای لندست (سنجنده‌های TM, ETM+, OLI) و Sentinel-2 از سال‌های 1370 تا 1400 (1991 تا 2021)، به بررسی پویایی‌ شهری تهران پرداخته است. تصاویر از پلتفرم‌های گوگل ارث انجین و درگاه سازمان زمین‌شناسی آمریکا استخراج و تصحیحات هندسی، رادیومتریک و اتمسفری با الگوریتم FLAASH انجام شد. برای شناسایی الگوهای تغییرات کاربری و پوشش زمین، شاخص‌های نرمال شده پوشش-گیاهی و شاخص نرمال شده رشد شهری محاسبه و طبقه‌بندی غیرنظارت‌شده با الگوریتم میانگین کا (K-means) برای استخراج پنج کلاس اصلی (اراضی انسان‌ساخت، اراضی سبز غیردرختی، باغ‌ها، اراضی بایر و منابع آبی) اعمال شد. به‌منظور ارزیابی تغییر کاربری، روش‌های طبقه‌بندی نظارت‌شده شامل ماشین بردار پشتیبان، حداقل فاصله از میانگین و حداکثر احتمال مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج، ماشین بردار پشتیبان با دقت کلی 91 درصد و ضریب کاپا 0.89 بهترین عملکرد را داشته است. تحلیل تغییرات با روش مقایسه پس از طبقه‌بندی نشان داد که مساحت مناطق ساخته‌شده 39.7 درصد (از 410.6 به 573.51 کیلومترمربع) افزایش‌یافته، درحالی‌که اراضی کشاورزی و باغی به ترتیب 69.3 و 9 درصد کاهش‌یافته‌اند. این گسترش، عمدتاً در غرب و جنوب تهران، با تبدیل اراضی کشاورزی مرغوب به کاربری‌های شهری و صنعتی همراه بوده و خطراتی مانند افزایش جزیره گرمایی شهری، کاهش امنیت غذایی و تخریب منابع آب‌وخاک را به دنبال داشته است. این یافته‌ها بر ضرورت سیاست‌های پایدار شهری، از جمله حفاظت از اراضی کشاورزی، توسعه عمودی و مدیریت منابع آب تأکید دارند تا تهران به سمت پایداری زیست‌محیطی حرکت کند و الگویی برای کلان‌شهرهای در حال توسعه ارائه دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاب‌آوری منابع آب‌وخاک شالیزارهای استان گیلان</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134631.html</link>
      <description>ر تاب&amp;amp;shy;آوری کشاورزی تمرکز بر جذب تنش&amp;amp;shy;ها و ادامه فعالیت سامانه کشاورزی بدون تغییر عمده در ساختار داخلی سامانه است. آب&amp;amp;shy;وخاک از عناصر کلیدی در کشت برنج هستند. با توجه به اینکه استان گیلان از تولیدکنندگان عمده برنج در ایران است، بررسی عوامل اثرگذار بر تاب&amp;amp;shy;آوری آب&amp;amp;shy;وخاک کشاورزی این استان امری ضروری است. هدف این بررسی ارزیابی تاب&amp;amp;shy;آوری شهرستانی منابع آب&amp;amp;shy;وخاک کشاورزی در استان گیلان بود. در این پژوهش به‌منظور طراحی درخت تصمیم سامانه ترکیبی منابع آب&amp;amp;shy;وخاک کشاورزی از نظرات خبرگان حوزه آب&amp;amp;shy;وخاک استان گیلان و پژوهش&amp;amp;shy;های پیشین استفاده شد. داده&amp;amp;shy;های مورد نیاز جهت دستیابی به هدف پژوهش با استفاده از بانک&amp;amp;shy; اطلاعاتی موجود در سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان گردآوری شد. با استفاده از روش خوشه&amp;amp;shy;بندی وارد و فاصله اقلیدسی، شهرستان&amp;amp;shy;های استان گیلان در دو خوشه با تاب&amp;amp;shy;آوری بالا و پایین تقسیم&amp;amp;shy; بندی شدند. یافته&amp;amp;shy;های خوشه&amp;amp;shy;بندی وارد نشان داد شهرستان&amp;amp;shy;های آستانه اشرفیه، لاهیجان، لنگرود، صومعه&amp;amp;shy;سرا و رشت از وضعیت مناسبی در تاب&amp;amp;shy;آوری منابع آب&amp;amp;shy;وخاک برخوردارند. مقابله با تنش &amp;amp;shy;ها و شوک&amp;amp;shy; های درازمدت در سامانه کشاورزی نیازمند پیش&amp;amp;shy;بینی و برنامه&amp;amp;shy;ریزی است. برنامه&amp;amp;shy; ریزی نیز مستلزم آگاهی کامل از وضعیت موجود تاب&amp;amp;shy;آوری منابع آب&amp;amp;shy;وخاک شالیزارها در منطقه&amp;amp;shy;ی مورد مطالعه است. این پژوهش موجب کمک به درک بهتر ما از وضعیت تاب&amp;amp;shy;آوری منابع آب&amp;amp;shy;وخاک در شالیزارهای استان گیلان و شناخت شاخص&amp;amp;shy;های اثرگذار بر تاب &amp;amp;shy;آوری منابع آب&amp;amp;shy; وخاک می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر روش‌های تلفیقی تغذیه بر عملکرد و شاخص بهره‌وری اقتصادی گندم آبی در جنوب کرمان در شرایط مزرعه</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134671.html</link>
      <description>به‌منظور ارزیابی روش‌های مختلف کوددهی بر عملکرد کمی و بهره‌وری اقتصادی گندم (Triticum aestivum L., cv. Chamran 2) ، مطالعه‌ای تحقیقاتی-ترویجی طی سال زراعی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ در جنوب کرمان اجرا شد. در این پایلوت سه تیمار در قطعات ۱۰۰۰ مترمربعی مقایسه شدند: ۱) شاهد (روش مرسوم کشاورزان)، ۲) کود شیمیایی مبتنی بر آزمون خاک (شامل اوره، سوپرفسفات و سولفات پتاسیم) و ۳) تغذیه بهینه تلفیقی (کود شیمیایی، کود دامی، کود زیستی و محرک‌های رشد). تجزیه‌وتحلیل‌های آماری بر اساس پنج نمونه‌برداری تصادفی از هر قطعه به‌عنوان تکرار و در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. در پایان فصل رشد، عملکرد نهایی دانه و همچنین اجزای کلیدی آن به‌دقت اندازه‌گیری شد. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد که تیمار تغذیه تلفیقی (تیمار ۳) با میانگین تولید ۷۳۰۰ کیلوگرم دانه در هکتار، بالاترین عملکرد را به خود اختصاص داد. این میزان عملکرد به‌طور معنا‌داری (سطح احتمال پنج درصد) بهتر بود و به ترتیب 37% و 73% افزایش عملکرد بیشتری نسبت به تیمار کود شیمیایی مبتنی بر آزمون خاک (تیمار ۲) و تیمار شاهد (تیمار ۱) نشان داد. با وجود برتری عملکردی تیمار سه، ارزیابی اقتصادی بر پایه نسبت منفعت به هزینه نشان داد که تیمار کود شیمیایی مبتنی بر آزمون خاک (تیمار دو)، با دستیابی به بالاترین نسبت منفعت به هزینه (1.45) از نظر اقتصادی کاراترین گزینه محسوب می‌شود. این یافته‌ها به‌روشنی مؤید آن است که هر دو روش مدیریت کودی مبتنی بر آزمون خاک (شیمیایی و تلفیقی) نسبت به روش مرسوم، برتری قابل توجهی از نظر تولید دارند. درحالی‌که رویکرد تغذیه تلفیقی، پتانسیل دستیابی به حداکثر عملکرد ممکن را فراهم می‌کند، کاربرد کود شیمیایی بر اساس آزمون خاک، سود اقتصادی بیشتری را در کوتاه‌مدت نصیب کشاورز می‌نماید. انتخاب نهایی بین این دو روش، به استراتژی مدیریتی و اولویت اصلی کشاورز بستگی خواهد داشت</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر وضعیت شوری آب و خاک در مدیریت کلان برخی از محصولات باغی کشور – چالش ها و راهکارها</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134957.html</link>
      <description>پایداری تولید محصولات کشاورزی در ایران با دو خطر جدی خشکسالی و شوری تهدید می&amp;amp;shy;شود. امروزه، بیش از 30 درصد باغات با درجات مختلفی با تنش شوری آب و خاک درگیر هستند. بیشترین میزان درگیری با تنش شوری در استان&amp;amp;shy;هایی همچون کرمان (پسته، مرکبات و خرما)، یزد (پسته، انار و بادام)، سیستان و بلوچستان (خرما)، فارس (مرکبات و انار)، خراسان جنوبی (زعفران، زرشک و انجیر)، قم (انار، پسته و انگور)، خوزستان (خرما و مرکبات)، بوشهر (خرما و لیمو)، اصفهان (سیب، هلو شلیل و انار)، خراسان رضوی (انار، زعفران و زردآلو)، هرمزگان (خرما، لیموترش و انبه)، سمنان (پسته، انار و زیتون)، گلستان (زیتون و پرتقال)، آذربایجان شرقی و غربی در حاشیه دریاچه ارومیه (سیب، انگور، گلابی و زردآلو)، زنجان (زیتون)، مرکزی (انگور، گردو و بادام)، کهگیلویه و بویر احمد (لیمو)، تهران (انگور و هلو)، البرز (هلو و شلیل)، برخی از نقاط شرقی استان مازنداران (پرتقال و نارنگی) است. در مجموع، بیشترین محصولات باغی درگیر شوری شامل پسته، خرما، انار، زیتون و مرکبات می&amp;amp;shy;شوند و بیشترین میزان خسارت از شوری به ترتیب در استان&amp;amp;shy;هایی همچون کرمان، یزد و قم مشاهده می&amp;amp;shy;شود. لذا با توجه به وضعیت فعلی و تغییرات اقلیمی پیش رو استفاده از آب‌ و خاک شور به&amp;amp;shy;منظور تولید محصولات باغی، غیرقابل اجتناب است و می&amp;amp;shy;بایست از طریق راهکارهای مدیریتی، عملیات به&amp;amp;shy;باغی و به نژادی با این وضعیت مقابله و برای آینده نیز چاره اندیشی نمود. ضمناً بایستی به این نکته توجه کرد که دستیابی به پایه&amp;amp;shy;ها و ارقام متحمل به شوری و خشکی نیاز به زمان نسبتا طولانی (در حدود 5 الی 10 سال) دارد. پس بایستی کاملاً آگاهانه برنامه&amp;amp;shy;ریزی نمود تا در مواجه با تغییرات اقلیمی در آینده، عقب نماند. علاوه بر روش&amp;amp;shy;های اصلاحی، روش&amp;amp;shy;های مدیریتی نیز جهت مقابل با تنش شوری و کنترل آن در محصولات باغی وجود دارند که می&amp;amp;shy;توان به اعمال دقیق نیاز آبشویی، کاربرد روش&amp;amp;shy;ها و سامانه&amp;amp;shy;های نوین آبیاری، استفاده از سامانه&amp;amp;shy;های آبیاری تحت&amp;amp;shy;فشار، کاربرد مالچ&amp;amp;shy;های مختلف، استفاده از اصلاح کننده&amp;amp;shy;های خاک، تقویت دنیای ریشه (ریزوسفر) با استفاده از مواد میکروبی، تسطیح مناسب سطح خاک، شخم سطحی پس از آبیاری، استفاده از هورمون&amp;amp;shy;ها، اسید&amp;amp;shy;های آمینه و ترکیبات کودی حاوی اسید سالیسیلیک، اسید آبسیزیک، اکسین، آلجینیک اسید، فسفر، پتاسیم، کلسیم، روی، مس و منگنز، اشاره کرد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات میدانی صورت گرفته، اولویت تحقیقات آینده بایستی معطوف به ارزیابی راهکارهای تلفیقی در مقیاس باغ‌ها و گلخانه&amp;amp;shy;های تجاری و تدوین راهنما‌های بوم‌سازگار منطقه‌ای باشد تا در نهایت با اجرای این راهبردها، باغبانی ایران نه تنها بر چالش شوری فائق آید، بلکه به الگویی برای تولید پایدار در مناطق خشک جهان تبدیل شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل مطالعات ارزش‌گذاری اقتصادی کارکرد حفاظت خاک پوشش گیاهی در اکوسیستم‌های مرتعی</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_134595.html</link>
      <description>فرسایش خاک به عنوان چالشی جدی، امنیت غذایی و ثبات محیط‌زیست جهانی را تهدید می‌کند. در این میان، پوشش گیاهی اکوسیستم های مرتعی نقش کلیدی در حفاظت از خاک ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف انجام یک فراتحلیل از مطالعات ارزش‌گذاری اقتصادی کارکرد حفاظت خاک پوشش گیاهی در اکوسیستم‌های مرتعی ایران انجام شد. با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بررسی نظام‌مند مطالعات منتشر شده در بازه زمانی ۱۴۰۲&amp;amp;ndash;۱۳۸۲، داده‌های مربوط به برآورد فرسایش و ارزش اقتصادی ناشی از عملکرد حفاظتی پوشش گیاهی استخراج و تجمیع گردید. یافته‌ها نشان داد که مدل‌های مختلفی از قبیل PSIAC، MPSIAC، RUSLE، EMP و IRIF برای برآورد فرسایش خاک به کار رفته‌اند که دامنه‌ای از 1.15 تا 42/52 تن در هکتار در سال را نشان می‌دهند. برای ارزش‌گذاری اقتصادی نیز از روش‌هایی نظیر هزینه جایگزین، هزینه فرصت، ارزش‌گذاری مستقیم و اجتناب از هزینه خطر استفاده شده است. نتایج گویای آن است که تفاوت در شرایط اکولوژیک، روش‌های برآورد فرسایش و همچنین تغییرات قیمت‌ها در طول زمان، منجر به برآوردهای متفاوتی از ارزش اقتصادی حفاظت خاک در هر هکتار شده است. از جمله چالش‌های اصلی شناسایی‌شده در این حوزه می‌توان به عدم استانداردسازی روش‌های ارزش‌گذاری، محدودیت در کمّی‌سازی خدمات اکوسیستمی، تأثیر تغییرات اقلیمی، توسعه کاربری‌های ناسازگار، کمبود مشوق‌های اقتصادی، تعارض منافع ذینفعان، ضعف در اجرای قوانین، کمبود داده‌های میدانی به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک و همچنین نادیده گرفته شدن دانش بومی اشاره نمود. به منظور افزایش حفظ کارکرد حفاظت خاک اکوسیستم‌های مرتعی، مجموعه‌ای از اقدامات کلیدی شامل آموزش و آگاهی سازی عمومی، تقویت مشارکت جوامع محلی، توسعه فناوری‌های نوین، تدوین سیاست‌های تشویقی و تقویت قوانین و مقررات پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فیزیولوژی منیزیم و مدیریت مصرف آن در باغ‌های مرکبات</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_133841.html</link>
      <description>هدف از این بررسی، تشریح فیزیولوژی منیزیم و ارزیابی مدیریت کوددهی آن در درختان مرکبات بود. این بررسی می&amp;amp;shy;تواند به شناخت بهتر نیاز منیزیم، مقدار کوددهی، زمان مناسب کوددهی، روند جذب و انتقال منیزیم به برگ&amp;amp;shy;ها و میوه&amp;amp;shy;ها در این درختان منجر شود که در بهینه&amp;amp;shy;سازی توصیه‌های کودی منیزیم بسیار مؤثر است. نتایج پژوهشی نشان داده است که روش کوددهی، شکل شیمیایی و زمان مصرف کودهای منیزیمی از نظر باغ&amp;amp;shy;داری بسیار مهم است و بیشترین تأثیر در راندمان، کیفیت و پایداری تولید دارد. توصیه می&amp;amp;shy;شود از مصرف زود هنگام کودهای سولفات منیزیم و نیترات منیزیم قبل از شروع فصل رشد، همچنین در مرحله گلدهی و اوایل مرحله اول رشد میوه، به شکل چالکود یا نواری برای درختان میوه اجتناب شود. مقدار مصرف کودهای منیزیمی برای درختان بارده مرکبات براساس عملکرد، نتایج تجزیه خاک، نتایج تجزیه برگ و تفسیر آن تعیین می&amp;amp;shy;شود. اگر نتایج تجزیه خاک نشان دهد که مقدار منیزیم خاک، کمتر از حد مطلوب است، کود منیزیم (MgO) به مقدار حداکثر 20 درصد نیتروژن مصرف شود. اما اگر نتایج تجزیه خاک نشان دهد که مقدار منیزیم خاک در دامنه مطلوب و یا دامنه زیاد یا خیلی زیاد قرار دارد اما غلظت منیزیم در برگ کمتر از حد کفایت است، مصرف خاکی منیزیم متوقف شود یا به حداقل برسد و کودهای منیزیمی (نیترات منیزیم)، به روش محلول‌پاشی، به ویژه در فاز دوم رشد میوه مصرف شوند. اگر باغ نتایج تجزیه خاک و برگ ندارد و عملکرد باغ حدود 20 تن در هکتار است حدود 20 تا 30 کیلوگرم اکسید منیزیم در هکتار در سال متناسب با فنولوژی رشد توصیه می&amp;amp;shy;شود و در باغ&amp;amp;shy;های با عملکرد بیشتر علاوه بر آن، به ازای هر تن افزایش عملکرد حدود یک کیلوگرم اکسید منیزیم به آن افزوده شود. براساس نتایج پژوهشی در مناطق مختلف جهان و ایران، مناسب&amp;amp;shy;ترین زمان افزایش منیزیم میوه&amp;amp;shy;ها و کوددهی منیزیم در درختان مرکبات، در مرحله دوم رشد میوه است. بنابراین توصیه می‌شود که باغ‌داران، کوددهی منیزیم (محلول&amp;amp;shy;پاشی یا کودآبیاری) را از اواخر مرحله اول شروع کنند و بیشترین مقدار کوددهی را در مرحله دوم رشد میوه انجام دهند و از کوددهی زود هنگام قبل از شروع فصل رشد، گلدهی و اوایل مرحله اول رشد میوه اجتناب کنند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر مدیریت مصرف نهاده‌ها بر پایداری تولید کینوا: مصرف انرژی، مصرف آب و پیامدهای محیط زیستی</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_135076.html</link>
      <description>با افزایش محدودیت منابع آب و انرژی و نیاز به توسعه کشاورزی پایدار در مناطق خشک و نیمه‌خشک، مدیریت مصرف بهینه آب و نهاده‌های کشاورزی در تولید کینوا اهمیت ویژه‌ای یافته است. هدف این پژوهش، ارزیابی اثر مدیریت بهینه مصرف نهاده‌ها بر پایداری کشت کینوا با تمرکز بر بهره‌وری انرژی (EUE)، کارایی مصرف آب(WUE)  و شاخص محیط‌زیستی (EII) بود. این مطالعه به‌صورت لایسیمتری و تحت مدیریت کنترل‌شده انجام شد. انرژی ورودی سیستم شامل انرژی ناشی از مصرف سوخت، آب، برق، کود و سم، بذر و نیروی انسانی و انرژی خروجی شامل انرژی حاصل از عملکرد دانه کینوا در نظر گرفته شد. شاخص‌های بهره‌وری انرژی، کارایی مصرف آب و شاخص محیط‌زیستی بر اساس روابط استاندارد محاسبه گردیدند. نتایج نشان داد که مدیریت بهینه مصرف نهاده‌ها در کشت کینوا منجر به کاهش چشمگیر انرژی ورودی و شاخص محیط‌زیستی و افزایش بهره‌وری انرژی و کارایی مصرف آب شد. به‌طور مشخص، انرژی ورودی سیستم برابر 8/20209 مگاژول بر هکتار بود، در حالی که انرژی خروجی حاصل از محصول برابر 7/49406 مگاژول بر هکتار برآورد شد که منجر به بهره‌وری انرژی (EUE) برابر با 44/2 شد. کارایی مصرف آب (WUE) نیز برابر 81/0 کیلوگرم بر مترمکعب محاسبه شد که نشان‌دهنده استفاده مؤثر از آب در طول فصل رشد است. شاخص محیط‌زیستی (EII) نیز با مقدار 6/2821 کیلوگرم دی‌اکسیدکربن معادل در هکتار کاهش قابل توجه اثرات محیط‌زیستی را نشان می‌دهد. مقادیر به‌دست‌آمده برای شاخص‌ها بیانگر نقش تعیین‌کننده مدیریت آبیاری و مصرف نهاده‌ها در افزایش پایداری تولید کینوا هستند. تحلیل حساسیت با استفاده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو نشان داد که پایداری سیستم بیشترین حساسیت را نسبت به تغییرات شاخص‌های کارایی مصرف آب و بهره‌وری انرژی دارد، که بر اهمیت مدیریت دقیق این دو مؤلفه در سیستم‌های زراعی مناطق خشک و نیمه‌خشک تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر هوش مصنوعی و کاربردهای آن در علوم خاک</title>
      <link>https://lmj.areeo.ac.ir/article_135159.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، تحقیقات گسترده‌ای به توسعه و کاربرد هوش مصنوعی در علوم خاک اختصاص یافته است. اگرچه بخش عمده‌ای از کاربردهای کنونی هوش مصنوعی در علوم خاک به یادگیری ماشین مربوط می‌شود، اما این فناوری حوزه‌های دیگری مانند تجزیه‌وتحلیل تصویر دیجیتال، پردازش زبان طبیعی، سیستم‌های خبره و نمایش دانش را نیز در برمی‌گیرد. هدف این مقاله مروری، ارائه یک بررسی جامع از نقش و کاربردهای هوش مصنوعی در علوم خاک است. در ابتدا، تاریخچه و تعاریف هوش مصنوعی مرور شده و سپس یک طبقه‌بندی معمول از هوش مصنوعی در سه حوزه سنجش و تعامل، استدلال و تصمیم‌گیری و یادگیری و پیش‌بینی ارائه شده است. در ادامه، کاربردها و الگوریتم‌های مرتبط با هر حوزه‌ در علوم خاک بررسی شده‌اند. یافته‌های اصلی نشان می‌دهد: الف) کاربردهای هوش مصنوعی در علوم خاک متنوع بوده و شامل سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری، طبقه‌بندی تصویر، پیش‌بینی با یادگیری ماشین و سیستم‌های خبره می‌شوند. ب) در حال حاضر، کاربرد هوش مصنوعی در علوم خاک تقریباً به‌طور کامل با یادگیری ماشین گره‌خورده است؛ ج) کاربردهای یادگیری ماشین به‌طور عمده در نقشه‌برداری رقومی خاک و توسعه توابع انتقالی خاک دیده می‌شوند و د) بخش عمده‌ای از کاربردهای هوش مصنوعی بر اهداف پیش‌بینی متمرکز هستند. بااین‌حال، چند استثنای قابل‌توجه فراتر از این کاربردها، به‌ویژه در پردازش زبان طبیعی، توسعه مدل‌های شناختی خاک و یادگیری ماشین تفسیرپذیر مشاهده می‌شود. بر اساس این یافته‌ها، تمرکز بیش از حد بر پیش‌بینی با هوش مصنوعی، همراه با کاهش قابلیت توضیح و نبود ادغام مؤثر دانش خاک در الگوریتم‌ها، از چالش‌های مهم این حوزه می‌باشد. افق‌های آینده در این زمینه شامل بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای استخراج داده‌ها از متون نیم‌رخ‌‌های خاک قدیمی به‌منظور بازیابی منابع جدید اطلاعات خاک و نیز به‌کارگیری پردازش زبان طبیعی برای ساخت فراتحلیل‌هایی از متون علمی خاک‌شناسی است. این کاربردهای نوظهور می‌توانند سهم بسزایی در تحقیقات علوم خاک ایفا کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
